اگر انسان بتواند که در تمامی لحظات زندگی خود مسیر بهبود موفقیت را دنبال نماید به بهروزی نزدیک می شود یعنی در صورت عقب بودن از سطح عمومی جامعه این فاصله را روز به روز کمتر کنیم و یا در صورت جلوتر بودن از سطح عمومی جامعه این فاصله را روز به روز بیشتر کنیم در چنین شرایطی انسان به تمامی لحظات عمر خویش نیاز دارد تا بتواند به تجربه بهبود و آن هم به صورت همیشگی بپردازد .
تا به اینجا از لحظات گفتیم ولی درست است که امکان برای بهبود و فرصت برای کامیابی در تمامی لحظات ما وجود دارد ولی انسانها معمولا خود شرایط بهروزی را از خویش می گیرند و خود را زا بهروزی محروم می نمایند . انسانها در این مقوله به طور معمول نیمی از لحظات عمر خویش را مطلوب و نیم دیگر را نا مطلوب می دانند . یک گروه از لحظات را فرصت دانسته و گروه دوم را عدم فرصت قلمداتد م یکنند ان لحظاتی که در آن رخدادهای خوشایند حاصل می شود را خوب و آن لحظاتی که در آن رخدادهای ناخوشایند حاصل می شود را بد تصور می کنند. انسانها دید جامعی نداشته و همچون کودکی مقابل لحظات می نشینند و به بد و خوب کردن می پردازند .
این انسان خود به خود شرایط بهروزی را از خویش می گیرند چون نیمی از لحظات را از دست داده و تنها نیمی از لحظات برای او موثر واقع شده است .
انسانها نمی دانند که حتی در رخدادهای ناخوشایند هم فرصتی وجود دارد که آنها بتوانند با اتکا بر آن فرصت به بهبودی لحظه به لحظه نزدیک شوند . اگر تصادفی می کنیم و از روی بی احتیاطی نیست آن یک فرصت است . اگر در آزمونی قبول نمی شویم و قبل از آن تلاش نموده ایم و سستی نکرده ایم ان هم یک فرصت است ومی بایستی که بدان نیز لبخندی بزنیم . تمامی لحظات عمر است که زندگی ما را تشکیل می دهد نه تنها یک بخش آن .
با بررسی انسانهای موفق نه در جامعه خود بلکه در مجموع جوامع بشری به این نتیجه خواهیم رسید که این گروه از انسانها را می توان به دو بخش تقسیم نمود یک بخش از این گروه آنانی هستند که به دلیل امکانات و وجود رخدادهای نا خوشایند به موفقیت و کامیابی و بهروزی رسیده اند و بخش دوم که گروه بزرگتری می باشند آن دسته از انسانها بوده که به دلیل عدم وجود امکانات مطلوب و وجود رخدادهای نا خوشایند توانسته اند که این ضعف را عاملی برای بهروزی ، کامیابی و موفقیت خود قرار دهند .
انسان برای رسیدن به چنین شرایطی که در تمامی لحظات زندگی را فرصت بداند و سپس حکمت هر کدام از این فرصتها را در یابد می بایستی که در گام اول خود را عادت بدهد که به تمامی رخدادها لبخند بزند و اخم را از چهره خویش حذف کند و اگر در گام اول توانست که نگاه خود را به موضوعات عوض نماید به طور قطع در گام دوم تدریجا به حکمت این فرصتها پی خواهد برد . در ره صورت چه امکانات چه عدم امکانات ، چه شرایط مطلوب چه شرایط نامطلوب ، چه رخدادهای خوشایند و چه رخدادهای نا خوشایند برای ما و سهم ماست اگر قرار است که با نیمی از نان ، نانی که تمامی آن سهم ماست زندگی کنیم از نیمی از آن استفاده نموده و نیم دیگر را به هر دلیل استفاده نکنیم به طور قطع گرسنه خواهیم ماند و سیر نخواهیم شد که اگر اینچنین کردیم نمی بایستی بعد از ان فریاد بزنیم که چرا ما هنوز گرسنه مانده ایم .
-----------------------------------
این سومین بار است که این مطلب را می نویسم و هر بار یه جوری حذف شد و نتوانستم پستش کنم اینبار دیگه خط به خط save کردم تا موفق شدم
پس خواهش می کنم با دقت بخوانید چون مطالب اثر گذاری هست و امیدوارم تاثیر خوبش رو بذاره برای من که اینطور بوده ...
پیروز باشیم

