تبليغاتX
اقیانوس آبی
دنباله بحث پیش :

ماهیت بین انسانها یکسان می باشد چرا که تغییری بر آن فرض نیست و همچون هویت دچار نقصان و کاستی نمیگردد . چرا؟

هویت چون در زمانی نسبتا طولانی و به تدریج شکل می گیرد ضریب خطا بالا می رود ولی ماهیت یا ویژگیهای انتقالی آنی و در یک زمان و همزمان با تولد حاصل شده است و خداوند آنرا به تدریج در دل زمان به ما نداد پس دچار آسیب ، نقصان و ضعف نمی شود . هویت برای انسان آشنا ترین موضوع می باشد چرا که :

هویت از خویشتن خویش و مجموعه ویژگیهای اکتسابی سخن می گوید . بعد از خداوند هویت یا خویشتن خویش آشنا ترین مفاهیم است ولی ما با این موضوع آشنا همچون غریبه ای برخورد نموده ایم و آنرا بیگانه قلمداد می کنیم و کمتر روزی را در عمر خویش به این موضوع یعنی هویت پرداخته ایم .

انسان به ماهیت خود توجه نمی کند و ویژگیهای انتقالی خود را نمی شناسد و در مقابل هویت را نیز که همان خویشتن خویش است و مجموعه ویژگیهای اکتسابی می باشد رها نموده ایم و نمی دانیم کجا و چگونه و به چه شکل دارد شکل می گیرد و اکتساب می شود و خود نیز که سرگرم شده ایم ، سرگرم اموری زود گذر ، بی نتیجه و بی ثمر . از بین هویت و ماهیت یکی مهمتر و دیگری مقدمتر می باشد : هویت مقدمتر و در اقدام و عمل ما اولویت دارد چرا که دچار نقصان شده است و آسیب برآن فرض می باشد و اولویت دارد که ما به آن بپردازیم .

ولی ماهیت تغییر نمی کند و دچار ضعف نمی گردد، این ماهیت مهمتر است چون زیر بنای هویت بوده و ما می بایستی که هویت خویش را بر مبنای ماهیت کسب نموده و شکل دهیم .

خداوند انسان را پیروز آفرید و نظر به پیروزی او دارد و ابزار این پیروزی را نیز در اختیار او قرار داده است :

۱-ماهیت               ۲-هویت              ۳- وجوه چهار گانه

ماهیت به عنوان اولین ابزار زیر بنای دومین ابزار انسان است و دومین ابزار یعنی هویت اگر نقصان نداشته باشد و ما نقصان را از آن بگیریم می تواند بستر لازم برای سومین ابزار ما فراهم نماید ولی اگر تلاش نکنیم که کاستی ونقص از هویت یا ویژگیهای اکتسابی گرفته شود بستر و زمینه لازم برای وجوه چهارگانه فراهم نخواهد شد . این وجوه چهارگانه بسیار قوی و کارآمد می باشد ولی ما از آنها کم استفاده کرده ایم و آنها را در حداقل سطح کارکرد نگه داشته ایم .

 این وجوه چهار گانه بسیار قوی بوده و یکی از این وجوه  از خداوند است و ۳ وجه دیگر توسط خداوند ایجاد شده است . پس تمامی این چهار وجه قدرتمند است چون از نیروی بیکران هستی گرفته ولی این ما هستیم که از آن به شکل ضعیف استفاده می کنیم و به این واسطه نتوانسته ایم که به اهداف و مقاصد بزرگ زندگی خویش دست پیدا کنیم، این وجوه عبارتند از :

روح ، روان ، جان و جسم

روح توان فکر ،اندیشه ، توان عمل و رفتار و انجام است و از روح مطلق هستی می باشد و روان دلیل رفتار و دلیل انجام و دلیل حرکت است و به همین دلیل روانشناسی را علم شناخت علتهای رفتاری می دانیم ، و جان خود رفتار یا خود حرکت است و جسم ظرف رفتار یا ظرف حرکت است و به واسطه آن حرکت انجام یا رفتار را مشاهده می کنیم .

********************************************

در کامنتهای پست پیش دوست خوبی نوشته بود اینها بازی با کلماته ، می خواستم بگویم که خود من هم با ساده گیری کاملا موافقم و فکر میکنم ما باید نقطه اتصال با انرژی بیکران را در وجودمان بیابیم و با ذهنی کاملا پاک زندگی خوب و آرامی را داشته باشیم من فکر می کنم اگر کسی باور کند انسان با خوبی می تواند بر همه مشکلات پیروز شود به آن آرامش معروف درونی دست یافته ، اما نکته ای هست که باید بگویم خود من همیشه اینگونه ساده با موضوعات اطرافم برخورد می کنم و هیچ کتاب فلسفی را که اندیشه نویسنده اش را به صورت حاضر آماده در ذهن ما فرو می برد نمی خوانم مگر اینکه واقعا با باور هایم جور باشد اما این نوشته هایی را که در این وبلاگ می آورم به جرات می توانم بگویم در بیشتر درگیریهای ذهنم یاریم داده و در نهایت آسانگیری در زندگی را برایم به ارمغان آورده ، به نظر من ما با دانستن مفاهیم پایه خیلی راحتتر می توانیم با دنیای اطرافمان کنار بیاییم .

                                                                          من تنها به انسان پیروز می اندیشم

 

+ نوشته شده توسط مه ناز در سه شنبه بیست و سوم مهر 1387 و ساعت 7:21 بعد از ظهر |
ادامه نوشته پست قبل در مورد خود باوری :

ما تا انگیزه شناخت خود و فرصت شناخت خود را نداشته باشیم امکان شناخت خود حاصل نمی شود ، فرصت شناخت خود از طریق عدم تامل در احوالات شخصی دیگران و عدم دخالت ، فضولی و کنجکاوی در امور زندگی و شخصیت دیگران برای ما حاصل می گردد ، یعنی ما تا به دنبال شناخت و تجسس و دقت در مورد دیگران هستیم آن چنان ذهن را درگیر می کنیم که دیگر جایی خالی در ذهن ما برای پرداختن به خویش وجود ندارد و فرصتی باقی نمی ماند و انگیزه شناخت خود در صورت عدم تاثیر پذیری از دیگران حاصل می شود ، چرا که در تاثیر پذیری از دیگران ما در واقع خویشتن دیگران را به خویشتن خود ترجیح داده ایم و خویشتن آنها را در عمل جایگزین خویشتن خود نموده ایم و ما دیگر خود نیستیم که انگیزه پرداختن به خود را داشته باشیم ، خود ما توسط ما و در جریان تاثیر پذیری از دیگران کشته شده است .

وجود یا خویشتن از زمان تولد به بعد به تدریج در معرض شکل گیری قرار می گیرند. این ویژگیهای اکتسابی روندی متفاوت را در نوع شکل گیری بین انسانهای مختلف دارند . یعنی ویژگیهای اکتسابی برای همه انسانها بعد از تولد به یک شکل حاصل نمی شود و کسب نمی گردد بلکه بسته به نوع تلاش انسانها متفاوت می باشد . به این مجموعه که تا به این لحظه آنرا خویشتن خویش یا به تعبیری وجود   می شناختیم عنوانی دیگر نیز وجود داشته و بر آن اطلاق می شود این عنوان هویت می باشد . هویت یا همان مجموعه ویژگیهای اکتسابی است که ما آنرا بین انسانهای مختلف متفاوت می بینیم . هویت نقطه مقابل ماهیت است چرا که ماهیت در برگیرنده ویژگیهای انتقالی بوده و ما در کسب آن نقشی نداریم و از ابتدا همزمان با تولد برای ما حاصل شده و شکل گرفته است .

ماهیت چیستی انسان میباشد و هویت چگونگی اوست .

ماهیت آنی که باید باشیم را مشخص می کند ولی هویت چگونه بودن امروز ما را مشخص می نماید یعنی آنی که امروز هستیم نه آنی که قرار بود باشیم .

***********************************

در پست بعد بیشتر در زمینه هویت و ماهیت خواهم نوشت .

                                                                                                                      پیروز باشید .

+ نوشته شده توسط مه ناز در پنجشنبه هجدهم مهر 1387 و ساعت 8:52 بعد از ظهر |
مفهوم اعتماد به نفس یا خود باوری مفهومی بسیار با اهمیت و متفاوت و موثر در موفقیت و عدم موفقیت انسان است ، مفهومی آنچنان مهم که برخی را جهان اول و برخی دیگر از جوامع را جهان سوم نموده است .

اعتماد به نفس یا خود باوری مفهومی ست که ما آنچنان که باید آنرا نشناخته ولی خود را نسبت به آن دانا و آگاه فرض می کنیم و بارها آنرا به دیگران سفارش نموده ایم و دیگران نیز به ما سفارش  کرده اند .

این مفهوم نتایجی ارزشمند و کاربردی دارد ولی بیش از آنی که به نتایج آن دست پیدا کرده باشیم تنها آنرا خوانده و یا شنیده ایم . این مفهوم در چند دهه پیش به صورت وارداتی وارد محافل علمی و آموزشی ما شد و آنرا خیلی سریع در جامعه بسط داده و مصطلح نموده ایم و حتی آنچنان این اصطلاح در جامعه توسعه پیدا نموده است که عوام نیز آنرا به دفعات در زندگی خود استفاده کرده و می کنند .

اعتماد به نفس یا خود باوری دو عنوان مشابه از یک مفهوم می باشند و به اشتباه بعضی گویندگان و نویسندگان ما این دو تعبیر یکسان را در تعریف یکدیگر به کار می بندند ، اعتماد به نفس را نمی توان خود باوری و خود را باور داشتن دانست بلکه خود در خودباوری همان نفس است در اعتماد به نفس و اعتماد در اعتماد به نفس همان باور است در خود باوری ، (در بقیه متن من واژه خود باوری را به کار می برم .)

 خود باوری دو بخش دارد :

۱- خود ، نفس ، خویشتن خویش یا وجود

۲-اعتماد داشتن یا باور نمودن

اما از این دو بخش یکی نسبت به دیگری برتری دارد و از آن مهمتر است و تا آن را نشناسیم و به زوایای آشکار و پنهان آن پی نبریم بخش دوم شکل نمی گیرد و برای ما حاصل نمی شود .

 بخش خود ،خویشتن خویش یا به تعبیری وجود از اعتماد و باور مهمتر است چرا که اگر ما خویشتن خویش را نشناسیم نمی توان به آن تکیه نمود و آنرا پشتوانه خود قرار داد در صورت شناخت خویشتن است که امکان اعتماد و باور نسبت به خود و نفس حاصل می شود .از این پس به سراغ خویشتن یا همان وجود می رویم و پس از آن به اعتماد به نفس یا خود باوری می پردازیم ،" اعتماد محصول شناخت است یعنی تا دوستمان را نشناسیم نمی توانیم به او اعتماد کنیم پس برای خود باوری ابتدا به سراغ شناخت خود می رویم ، شناخت خود و رسیدن به آن دو عامل می خواهد : ۱- فرصت شناخت خود                 ۲- انگیزه شناخت خود

خویشتن خویش یا وجود در واقع مجموعه ای است از ویژگی های انسان که به آن ویژگی های اکتسابی می نامند .

* انسان ۲ دسته ویژگی دارد که عبارتست از ویژگی های انتقالی و ویژگی های اکتسابی

ویژگی های انتقالی آن گروه از ویژگیها هستند که در زمان خلقت بشر به۹ صورت تمام و کمال به او داده شده و انسانها در دارا بودن و درارا نبودن ویژگیهای انتقالی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند ولی در میزان استفاده از این ویژگیها با هم متفاوت هستند ، ما برای به دست آوردنشان تلاشی نکرده ایم که این ویژگیها عبارتند از عقل ، اندیشه، دقت ،تامل، اراده ، تصمیم ،و تجزیه و تحلیل .

ویژگیهای اکتسابی عبارتند از آن دسته از ویژگیها که ما در زمان تولد فقط امکان و زمینه آنرا داریم ولی این ویژگیها از تولد به بعد شکل می گیرد بر اساس تلاش ما ، اینجاست که تفاوتهای فردی به معنای واقعی حاصل می شود یعنی انسانها در دارا بودن و دارا نبودن ویژگیها ی اکتسابی با یکدیگر متفاوتند ، این ویژگیها برخلاف ویژگیهای انتقالی آسیب پذیر و نقصان پذیرند ، این ویژگیها برای انسان آن زمان که می خواهد از پیش وجود ندارد بلکه این ویژگیها می بایستی که پیش از نیاز ما توسط ما ایجاد شده و آن زمان که می خواهیم از پیش آنرا کسب نموده باشیم .

ویژگیهای اکتسابی عبارتند از خود باوری (اعتماد به نفس ) ، ایمان ، باور ، عقیده و موضوعاتی از این دست ...

در پستهای بعدی بیشتر راجع به خود و هویت و خود باوری می نویسم .

*************************************

چندین سال قبل که دانشجو بودم و مانند بیشتر انسانهای هم وطنم اعتماد به نفس و یا همان خود باوری ام در حد پایینی به سر می برد کتابی را از کتابخانه امانت گرفتم با عنوان  ۱۰ قدم تا اعتماد به نفس( متاسفانه نام نویسنده اش را به خاطر ندارم) که آن زمان بسیار از آن کتاب درس آموختم با وجودیکه شاید برخی از استادان آنرا بازاری و به درد نخور می دانستند ولی من از همان جا توانستم با درس ها و قدم های نوشته شده در آن کتاب به خود باوری نسبیبرسم البته نه به اندازه اکنون .... یکی از آن قدم ها که خیلی موثر بود و به من کمک کرد این بود که در کوچه و خیابان هنگام راه رفتن به جای نگاه کردن به انسانها و احیانا در دل مسخره کردن آنها به ساختمانها نگاه کنید و من شروع کردم ( چون منهم بیشتر وقتها با دوستان و یا تنها به آدمها نگاه کرده و در دل به آنها می خندیدم)از آن پس توجهم به ساختمانها بیشتر بود تا به انسانها و همین باعث می شد که صاف راه برم و سرم را بالا بگیرم و در زمان کوتاهی حالم خوب شد حالا که این مطالب را آموخته ام و با شما قسمت خواهم کرد می بینم چقدر خوب است که در کارها و رفتار دیگران سرک نکشیم حتی یواشکی یا به قول خودمان ناخود آگاه البته کارهای دیگری هم بود که توصیه شده بود که همه اش را به یاد ندارم اما قوز نکردن ، تمرین برای نه گفتن از آن جمله بود اما توجه به ساختمانها از همه بهتره آزمایش کنید و پیروز باشید .

 

+ نوشته شده توسط مه ناز در پنجشنبه یازدهم مهر 1387 و ساعت 7:25 بعد از ظهر |